سلام سمانه خوبم
خوبي؟ خوش ميگذروني؟
دلم مي خواست الآن پيش هم بوديم و باز همديگه رو اذيت مي كرديم ..
آخه منو تو محاله كه به هم برسيم ولي همو اذيت نكنيم ..
بچگيه ديگه !!
شايد من هنوز اونقدر كه بايد بزرگ نشدم وگرنه واسه دوستم وبلاگ نمي زدم !!
واسه اينكه باهاش حرف بزنم ..
واسه اينكه باهاش درددل كنم ..
واسه اينكه گاهي وقتا ازش گلايه كنم ..
ولي .. من اينجوريم !!
اگه اين رفتارم ناراحتت مي كنه خوب باشه
حتي ديگه واسه دلمم نمي نويسم !!
بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم كه اينقدر منو تو از هم دوريم كه فقط خدا ميدونه !!
ولي بعضي وقتا هم مي بينم اينقدر نزديكيم كه بازم فقط خدا ميدونه !!
نميدونم از چي بگم ؟؟
از اينكه دوست دارم منو تو چه جوري باشيم ؟؟
يا از اينكه چرا تو بايد اينقدر تو دلم جا باز كرده باشي ؟؟
يا شايد هم ازت گلايه كنم ..!
هرچند " هرچه از دوست رسد نيكوست !!"
ولي ...
اصلا ولش كن ..
فكر كنم خيلي خوابم مياد !!
ولي بدون تو خيلي بيشتر از اون چيزي كه فكرشو كني برا من ارزش داري عزيزم!!
و اين از همه مهم تره !!
مواظب خودت باش
باباي
براي توست چون عزيزتريني...![]()
مواظب خودت باش گل من![]()
![]()
خوبی عزیزم؟
نمیدونم چرا الآن دارم می نویسم ...؟
شاید چون تو دوست نداری برات نامه بنویسم ...
امشب دلم خیلی تنگه !!
دوست داشتم پیشم بودی و یه دنیا حرف میزدم باهات . . .
دوست داشتم من واست یه چیز دیگه بودم . . .
نه مثه بقیه!!
دوست داشتم فقط خودم فرشته کوچولوی تو بودم !!
ولی انگار تو نمی خوای . . .
گاهی وقتا بهت حسودیم میشه ...
چون یکی مثه من داری که اینقد دوست داره !!
کاش یه ذره درکم کنی . . .
من فقط میتونم بگم:

مواظب خودت باش مهربون من ![]()
![]()
![]()
این وبلاگ فقط واسه دوستم سمانه است . . . ![]()
برای تنظیمات بیشتر بعد میام !!
منتظر باشین ![]()